یادداشت تخصصی
اقتصاد دیجیتال ایران در سالهای اخیر سه آزمون بزرگ را پشت سر گذاشت؛ اختلالات و محدودیتهای اینترنت، بحران انرژی و قطعیهای گسترده برق، و در نهایت جنگ اخیر و تبعات آن بر فضای کسبوکار، زیرساختها و زنجیره خدمات کشور. هر یک از این رخدادها اگرچه ماهیتی متفاوت داشتند، اما یک پیام مشترک برای سیاستگذاران، مدیران و فعالان این حوزه به همراه آوردند؛ تابآوری اقتصاد دیجیتال صرفاً با توسعه فناوری حاصل نمیشود، بلکه نیازمند توزیع جغرافیایی ظرفیتها و کاهش تمرکز ریسک است.آنچه در این بحرانها بیش از هر چیز آشکار شد، این واقعیت بود که مهمترین آسیبپذیری اقتصاد دیجیتال ایران نه کمبود نیروی انسانی است، نه فقدان زیرساخت و نه کمبود سرمایه؛ بلکه تمرکز بیش از حد ظرفیتهای حیاتی در یک جغرافیای محدود است.جنگ اخیر صرفاً یک رخداد امنیتی نبود؛ بلکه آزمونی واقعی برای سنجش میزان تابآوری اقتصاد دیجیتال کشور محسوب میشد. آزمونی که نشان داد بخش قابل توجهی از سرمایه، داده، زیرساخت، تصمیمگیری، منابع مالی، خدمات پشتیبان و بازیگران اصلی اقتصاد دیجیتال کشور همچنان در تهران و پیرامون آن متمرکز هستند. وضعیتی که در شرایط عادی شاید نشانه کارآمدی تلقی شود، اما در شرایط بحران به یک ریسک ملی تبدیل میشود.طی دو دهه گذشته، تهران به مرکز ثقل اقتصاد دیجیتال ایران تبدیل شده است. بخش عمده صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر، نهادهای تأمین مالی، دفاتر مرکزی بانکها، شرکتهای بزرگ فناوری، اپراتورها، شتابدهندهها، مراکز داده، هلدینگهای نوآوری و حتی شبکههای غیررسمی تصمیمسازی و اثرگذاری در این محدوده جغرافیایی شکل گرفتهاند. دسترسی به اعتبارات، تسهیلات بانکی، سرمایهگذاریهای جسورانه و بسیاری از فرصتهای رشد نیز به تدریج در همین اکوسیستم متمرکز شده است.اما تمرکز صرفاً به استقرار شرکتها محدود نمیشود. بخش قابل توجهی از خدمات ملی اقتصاد دیجیتال، از نظام بانکی و پرداخت گرفته تا زیرساختهای ابری، مراکز داده، خدمات پشتیبان، نهادهای تنظیمگر و سازوکارهای تصمیمگیری نیز در همین جغرافیا متمرکز شدهاند. به همین دلیل هرگونه اختلال در این محدوده، آثار خود را فراتر از پایتخت و در مقیاس ملی نشان میدهد؛ موضوعی که در بحرانهای اخیر بهوضوح قابل مشاهده بود.در چنین شرایطی، بسیاری از کسبوکارهای فناور، شرکتهای دانشبنیان و حتی نیروی انسانی متخصص برای دسترسی به منابع، سرمایه و بازار، ناگزیر به مهاجرت به پایتخت شدهاند. نتیجه این روند، شکلگیری شکافی قابل توجه میان ظرفیتهای واقعی استانها و سهم آنها از اقتصاد دیجیتال کشور بوده است.با این حال، واقعیت کمتر دیده شده آن است که کشور طی سالهای گذشته سرمایهگذاریهای قابل توجهی برای توسعه زیستبوم نوآوری در استانها انجام داده است. ایجاد پارکهای علم و فناوری، مراکز رشد، کارخانههای نوآوری، پردیسهای تخصصی فناوری، زیرساختهای ارتباطی و مراکز توسعه کسبوکارهای دانشبنیان در نقاط مختلف کشور، بخشی از این تلاشها بوده است.در میان این ظرفیتها، شمال شرق ایران شامل استانهای خراسان رضوی، خراسان شمالی، خراسان جنوبی و گلستان، از جایگاهی ویژه برخوردار است؛ منطقهای که امروز بسیاری از مؤلفههای لازم برای ایفای نقش یک قطب ملی اقتصاد دیجیتال را در اختیار دارد.مشهد به عنوان بزرگترین شهر این منطقه، طی سالهای اخیر به یکی از مهمترین کانونهای فناوری، تولید محتوا، خدمات دیجیتال، تجارت الکترونیکی و فعالیت شرکتهای دانشبنیان کشور تبدیل شده است. شکلگیری هابهای محتوایی، توسعه مراکز نوآوری، حضور دانشگاههای معتبر، شکلگیری شرکتهای فناور و تجمع سرمایه انسانی متخصص، ظرفیتهایی را ایجاد کرده که کمتر در معادلات ملی اقتصاد دیجیتال مورد توجه قرار گرفتهاند.در کنار آن، توسعه پارکهای علم و فناوری، مراکز نوآوری، زیرساختهای ارتباطی و سرمایهگذاریهای انجام شده در استانهای خراسان شمالی، خراسان جنوبی و گلستان، شبکهای از ظرفیتهای مکمل را شکل داده است که میتواند پایههای یک قطب منطقهای قدرتمند را فراهم کند.با وجود این ظرفیتها، میان سیاستهای اعلامی تمرکززدایی و واقعیتهای اجرایی کشور همچنان فاصلهای معنادار وجود دارد.از یک سو، منابع قابل توجهی برای توسعه اکوسیستم نوآوری در استانها هزینه میشود و بر توسعه متوازن اقتصاد دانشبنیان تأکید میشود؛ اما از سوی دیگر، بخش مهمی از فرآیندهای تأمین مالی، تخصیص منابع، تصمیمگیری، اعطای مجوزها، حمایتهای مؤثر و حتی برخی رویههای اجرایی همچنان در مدار تمرکز حرکت میکنند.نتیجه آن است که بسیاری از ظرفیتهایی که با هزینههای قابل توج در استانها ایجاد شدهاند، هنوز نتوانستهاند نقش متناسب با ظرفیت واقعی خود را در اقتصاد دیجیتال کشور ایفا کنند. به بیان دیگر، ما زیرساختهای تمرکززدایی را ایجاد کردهایم، اما هنوز حکمرانی و سازوکارهای اقتصادی متناسب با آن را مستقر نکردهایم.در حالی که تجربه بحرانهای اخیر دقیقاً خلاف این رویکرد را مطالبه میکند.امروز مفهوم تابآوری در اقتصاد دیجیتال صرفاً به معنای توسعه زیرساختهای فنی یا افزایش ظرفیت شبکه نیست. تابآوری یعنی کاهش وابستگی به یک نقطه جغرافیایی، توزیع هوشمندانه ظرفیتها و ایجاد توان استمرار خدمات و فعالیت اقتصادی در شرایط بحران.آنچه امروز مورد نیاز کشور است، شکلگیری یک قطب دوم اقتصاد دیجیتال در کنار تهران است؛ قطبی که بتواند بخشی از زیرساختها، سرمایه انسانی، خدمات پشتیبان، مراکز نوآوری، زنجیره تأمین فناوری و تعاملات منطقهای اقتصاد دیجیتال را در خود متمرکز کند و در شرایط بحران نقش مکمل و پشتیبان را ایفا نماید.شمال شرق ایران از معدود مناطق کشور است که میتواند این نقش را بر عهده بگیرد.
موقعیت ژئواکونومیک این منطقه، دسترسی به بازارهای آسیای مرکزی و افغانستان، ارتباط با کریدورهای بینالمللی، برخورداری از سرمایه انسانی جوان و متخصص، هزینههای رقابتی استقرار کسبوکارها، ظرفیتهای دانشگاهی و زیرساختهای ایجاد شده، مجموعهای از مزیتها را فراهم کرده که کمتر منطقهای در کشور به صورت همزمان از آن برخوردار است.توسعه مراکز داده پشتیبان، استقرار زیرساختهای ابری، ایجاد قطبهای تخصصی هوش مصنوعی، توسعه صادرات خدمات دیجیتال، گسترش هابهای تولید محتوا، استقرار بخشی از خدمات پشتیبان ملی و تقویت زنجیرههای تأمین فناوری در شمال شرق کشور، میتواند هم به رشد اقتصاد دیجیتال و هم به افزایش تابآوری ملی کمک کند.این موضوع صرفاً یک مطالبه منطقهای نیست؛ بلکه بخشی از الزامات حکمرانی اقتصاد دیجیتال در دهه پیش رو است. همانگونه که امنیت انرژی، امنیت غذایی و امنیت زنجیره تأمین به عنوان مؤلفههای راهبردی توسعه شناخته میشوند، امنیت و تابآوری اقتصاد دیجیتال نیز نیازمند توزیع جغرافیایی ظرفیتها و کاهش تمرکز ریسک است.تجربه سالهای اخیر نشان داد که تمرکز، اگرچه میتواند رشد را تسریع کند، اما الزاماً تابآوری ایجاد نمیکند. امروز اقتصاد دیجیتال ایران برای ورود به مرحله جدید توسعه، نیازمند بازآرایی جغرافیای نوآوری و توزیع هوشمندانه ظرفیتهاست.در این میان، شمال شرق ایران نه یک گزینه توسعهای، بلکه یکی از مهمترین فرصتهای راهبردی کشور برای شکلدهی به قطب دوم نوآوری و افزایش تابآوری اقتصاد دیجیتال در دهه پیش رو است؛ فرصتی که میتواند هم به توسعه متوازن ملی کمک کند و هم بخشی از ریسکهای متمرکز شده اقتصاد دیجیتال کشور را کاهش دهد.شاید مهمترین درس پساجنگ برای اقتصاد دیجیتال ایران همین باشد؛ آینده این اقتصاد نه در تمرکز بیشتر، بلکه در ایجاد قطبهای مکمل، توزیع ظرفیتها و بهرهگیری از توان مناطق مستعدی شکل خواهد گرفت که سالهاست ظرفیتهای آنها ایجاد شده،اما هنوز به اندازه شایستگی خود در معادلات ملی دیده نشدهاند.شمال شرق ایران، بیتردید یکی از مهمترین این ظرفیتهاست.
به قلم علی اکبر زورمند بهرامی
رئیس اداره فناوری اطلاعات و مشاور و راهبر تحول و اقتصاد دیجیتال ادارهکل ارتباطات و فناوری اطلاعات خراسان رضوی